به گزارش پایگاه خبری طلیعه مهر، اعلام نرخ ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان برای هر لیتر بنزین مازاد در طرح آزمایشی کرمان، حتی اگر اجرای آن ساعاتی بعد متوقف شده باشد، اتفاقی نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت.
قرار بود در این طرح، پس از سهمیههای ۶۰ لیتری با نرخ ۱۵۰۰ تومان، ۵۰ لیتری با نرخ ۳۰۰۰ تومان و ۴۰ لیتری با نرخ ۵۰۰۰ تومان، مصرف بیش از مجموع ۱۵۰ لیتر با نرخی محاسبه شده بر مبنای هزینه پالایشگاهی و فوب خلیج فارس عرضه شود؛ رقمی که به ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان برای هر لیتر رسید.
مسئله فقط ۸۷ هزار تومان نیست اما مسئله، فقط این عدد نیست.
در اقتصاد ایران، بنزین تنها سوخت خودرو نیست؛ نبضی است که تغییر آن خیلی زود در رگهای بازار، حملونقل، خدمات و معیشت مردم احساس میشود گاهی حتی پیش از آنکه یک تصمیم اقتصادی عملاً اجرا شود، آثار روانی آن در جامعه آغاز میشود.
ضرورت اصلاح الگوی مصرف، مقابله با قاچاق سوخت و سامان دهی ناترازی انرژی قابل انکار نیست؛ اما میان «ضرورت اصلاح» و «شیوه اصلاح» فاصلهای وجود دارد که نام آن اعتماد عمومی است.
مردم حق دارند بدانند عدد ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان بر چه محاسباتی استوار است؛ چرا کرمان برای اجرای آزمایشی چنین تصمیم حساسی انتخاب شده؛ این سیاست چه اثری بر شهروندان، مسافران، مشاغل و ناوگان حملونقل دارد؛ و مهمتر از همه، آیا آنچه امروز در قالب یک «پایلوت» مطرح شده، فردا قرار است به الگویی فراگیر در کشور تبدیل شود؟
این پرسشها مخالفت با اصلاحات اقتصادی نیست؛ مطالبه شفافیت پیش از تحمیل هزینه است.
کرمان را نمیتوان با یک نسخه واحد سنجید
کرمان، استانی پهناور با فاصلههای طولانی میان شهرها و روستاهاست. در چنین جغرافیایی، میزان مصرف سوخت را نمیتوان صرفاً با یک نسخه واحد و چند عدد روی کاغذ سنجید. سیاستگذاری زمانی عادلانه است که در کنار محاسبات اقتصادی، واقعیت زندگی مردم را نیز ببیند.
توقف موقت این طرح میتواند فرصتی برای بازنگری باشد؛ نه فقط در یک نرخ، بلکه در فرآیند تصمیمسازی، اطلاعرسانی و اقناع افکار عمومی.
جامعه امروز نسبت به تصمیمات اقتصادی حساس است. هر تصمیم بزرگ اگر بدون توضیح روشن، گفتوگوی عمومی و اقناع اجتماعی مطرح شود، ممکن است پیش از آنکه آثار اقتصادی خود را نشان دهد، سرمایه اجتماعی را فرسوده کند.
اعتماد؛ پیششرط جراحی اقتصادی
جراحی اقتصادی اگر بدون بیحسیِ اعتماد عمومی انجام شود، دردش پیش از درمان به جان جامعه میرسد.
مبارزه با قاچاق ضروری است؛ اصلاح مصرف ضروری است؛ حتی بازنگری در نظام یارانه انرژی نیز میتواند موضوع گفتوگویی جدی و کارشناسی باشد. اما هزینه ناکارآمدی، ضعف نظارت و سالها تعلل در اصلاح ساختارها را نمیتوان ناگهان بر دوش شهروندی گذاشت که خود زیر بار تورم و هزینههای فزاینده زندگی ایستاده است.
بنزین شاید در باک خودرو ریخته شود، اما قیمتش مستقیم با سفره، ذهن و آرامش مردم سخن میگوید.
و شاید مهمترین پیام ماجرای بنزین ۸۷ هزار تومانی همین باشد:
پیش از آنکه قیمت سوخت را واقعی کنیم، باید رابطه تصمیمگیر و مردم را واقعی کنیم؛ با صداقت، شفافیت و اعتماد.
زیرا اگر اعتماد مردم ارزان شود، هیچ بنزینی برای کشور ارزان تمام نخواهد شد.
علی سالارکریمی
نظر شما